آذربایجان و تحرکات اخیر در ایران چاپ پست الكترونيكي
م ـ ائینالی   
سه شنبه, 09 تیر 1388

 

به یاد دارم که در اوایل انقلاب و در جریان تصویب قانون اساسی ایران خیزش آذربایجانیها بر ضد قانون اساسی ولایت فقیه شکل گرفته بود. سازمان فدائیان خلق و حزب توده با فرستادن هواداران خود به تظاهرات حزب خلق مسلمان و پخش اعلامیه هایی در مقابل استانداری تبریز به محکوم کردن حرکت مردم آذربایجان، "لیبرال" خواندن آیت الله شریعتمداری و حزب خلق مسلمان، و با کشف دست "امپریالیستها پشت سر آنان" ازمواضع خمینی و قانون اساسی ولایت فقیه دفاع نمودند. آنان عملاً در آن روزها تنها اپوزیسیون جدی جمهوری اسلامی را به چالش کشیده آن را تضعیف و سپس به سرکوب آن کمک کردند و با این کار به تحکیم دیکتاتوری ولایت فقیه یاری رساندند. مورد مشابهی نیز در جریان کودتا علیه بنی صدر صورت گرفت که همان نتیجه را به بار آورد. نه آیت الله شریعتمداری، با مواضع به غایت محتاطانه ی خود، بیانگر و نماینده خواستهای دموکراتیک و ملی آذربایجانیها بود و نه بنی صدر با افکار پان فارسیستی خود ناجی دموکراسی در ایران. اما درآن ایام عدم حمایت از آنان در مقابل دشمنی هار و سرکوبگر یک گناه نابخشودنی بود. چیزی که نه سازمان فدائیان خلق و نه حزب توده از عواقب سیاسی آن جان سالم بدر بردند. حرکت ملی آذربایجان نباید به اشتباهات تجربه شده دچار شده و به تسلط و تحکیم دیکتاتوری یاری رساند.

 

 

تهران

 

یکی از نتایج انتخابات و تحرکات اخیر اثبات این واقعیت بود که نبض سیاسی کشور در تهران پایتخت ایران می زند. بخش بزرگی از شرکت کنندگان تظاهرات و اعتراضات اخیر تهران (و سایر شهرستانها) را بدون شک ترکان تشکیل می دادند. به جرأت می توان گفت که ستم ملی و فشار مضاعف زمینه ی رشد حرکات ملی در این مناطق را نیز آماده کرده است.

اگر قبول داریم که آذربایجانیها و ترک زبانها اکثریت نسبی جمعیت ایران را تشکیل داده و در سرتاسر کشور پخش و پلا شده اند، پس باید به حرکتهای سرتاسری نیز اهمیت داده شود. این مسئله از آنجا ناشی می شود که موضوع کار جنبش ملی آذربایجان در وهله ی اول توده های ترک زبان و آذربایجانی بوده و اهداف نهایی آن نیز رهائی کل آحاد ملت است. آذربایجان برای عدم تکرار اشتباهات گذشته، نائل شدن به اهداف ملی و به حساب آمدن در صحنه ی سیاسی کشور و هم چنین سهم گرفتن از سفره ی نتایج تحرکات سیاسی باید از پوسته ی تنگ و منطقه ای خود بیرون آمده و با پیوستن به اعتراضات سرتاسری اثرات هویتی خود را بر آنها بگذارد. حرکت ملی آذربایجان باید برای سازماندهی، جهت دادن و به حرکت درآوردن عرق ملی و بیداری توده های میلیونی ترکان در تهران و شهرستانها وارد میدان شود. تجربیات تاریخی نشان می دهد که پیروزی و فائق آمدن بر قدرت مرکزی بدون شرکت مؤثر و وسیع توده های سراسر ایران غیر ممکن است.

آذربایجان همچنان که به طور تاریخی پرچمدار مبارزات ضد دیکتاتوری و آزادیخواهی در ایران بوده است این بار نیز باید پیشتاز و پرچمدار آزادی خواهی باشد، اما تفاوت شرکت و پیوستن به تحرکات سرتاسری امروز با حرکتهای آزادیخواهی گذشته باید در شرکت آگاهانه و در اولویت قرار دادن هویت ملی، صف مستقل و شعارهای مستقل باشد.

 

خلاصه و جمع بندی

 

تحرکات و تظاهرات خیابانی اخیر شورش و عصیانی است علیه کارنامه ی سی ساله ی رژیم. اعتراضات خیابانی عکس العمل مردم ایران به دستبرد در صندوقهای رأی توسط جمهوری اسلامی است. خواست مردم ابطال نتایج انتخابات و برگزاری انتخابات آزاد و دموکراتیک می باشد. این خواست در چهارچوب جمهوری اسلامی ایران نمی گنجد. دفاع مردم از رأی به سرقت رفته ی خود دفاع آنان از حق شهروندی و حق رأی است. دفاع از برگزاری انتخابات آزاد چیزی جز دفاع از اصول دموکراتیکی که حرکت ملی آذربایجان تحقق آن را در صدر برنامه های خود گنجانده نیست.

شرکت در تظاهرات سرتاسری و اعتراض به سرکوب خشن توده های مردم دفاع از حقوق بشر و اهداف دموکراتیک آذربایجان نیز هست. حرکت ملی آذربایجان باید به مبارزه ی قلعه ای و منطقه ای پایان داده و جنگ را به "خاک" دشمن بکشاند. دشمن را باید در هر جا که ضعیف تر و آسیب پذیرتر است مورد حمله قرار داد. محصور کردن حرکت در درون قلعه، تمرکز نیروهای امنیتی در مناطق ملی را افزایش داده و سرکوب آن را آسانتر می سازد. هر گونه شرکت در تحرکات سراسری باید با صف مستقل، شعارهایی با رنگ ملی  و در نظر گرفتن منافع آذربایجان صورت گیرد.

 نقش کلیدی تهران در صحنه ی سیاسی کشور با تحرکات اخیر به ثبوت رسیده است. آسیب پذیری رژیم در تهران بیشتر بوده و پایتخت، در شرایط کنونی، به پاشنه ی آشیل جمهوری اسلامی تبدیل شده است. حوادث اخیر ضعف تآثیر گذاری جنبش ملی آذربایجان در تهران، با وجود کثرت تمرکز ترکان در آن، را به نمایش گذاشت. جنبش ملی آذربایجان باید برای تهران و اطراف آن فکر اساسی بکند.

 تجربیات تاریخی و چند هفته ی گذشته نشان می دهد که تحریم انتخابات و عدم شرکت در اعتراضات سراسری می تواند آذربایجان را به انفعال کشیده و به تسلط دیکتاتوری نظامی خشن تری یاری رساند. ملت آذربایجان با شرکت فعالانه خود در انتخابات اخیر، و حمایت از میرحسین موسوی، بسیار هوشیارانه عمل کرد. مهمترین دست آورد انتخابات اخیر شکست توطئه ای بود که هدف آن حذف آذربایجان از صحنه ی سیاسی ایران به عنوان یک آکتور اساسی بود. 

اعتراضات تا بدانجا گسترش یافته است که مشروعیت سیاسی و موجودیت کل رژیم زیر سئوال رفته است. شکاف و دو دستگی تاروپود رژیم سرکوبگر را فرا گرفته، قدرت عکس العمل آن را به تحلیل برده و دایره ی عمل آن را محدود ساخته است. درهای سازش جناحهای رژیم در حال بسته شدن است و ایران بسوی بی ثباتی می رود. امید تغییر در هوا موج می زند. چشم انداز فوق می تواند فرصتها و امکانات وسیعی در اختیار ملیتهای ایران قرار می دهد.

 

23 جون 2009