حقوق بشر و گذر دمکراتیک در ایران چاپ پست الكترونيكي
فرح طاهری   
چهارشنبه, 11 شهریور 1388

 

چیزی که جنایت علیه بشریت را برجسته می کند این است که نتیجه عمل دولت است به صورت گسترده.  در بسیاری از کشورها شکنجه اعمال می شود، اما تفاوت است بین شکنجه به عنوان عملی استثنایی و شکنجه به عنوان یک قاعده و نرم. شکنجه علیه زندانیان سیاسی در ایران به طور سیستماتیک اعمال میشود و در سی سال گذشته اعمال شده است.  یکی از کسانی که در شکنجه هزاران تن از جمله زهرا کاظمی، خبرنگار عکاس ایرانی ـ کانادایی دست داشته، سعید مرتضوی است. پس از کشته شدن زهرا کاظمی، سعید مرتضوی که معاون دادستان بود ترفیع گرفت و دادستان تهران شد. همینطور پورمحمدی و شوشتری که پس از کشتار سال 67 ترفیع گرفتند و پورمحمدی تا همین اواخر وزیر کشور بود و از بازجویان معترضان وقایع اخیر. در ایران این مسیری ست که هر کس در شکنجه و اعدام ها مشارکت دارد، ترفیع می یابد. ما باید کاری کنیم که چنین سیستمی از ایران رخت بربندد. مهم نیست که چپ بر قدرت می آید، یا راست یا ... مهم این است که کاری کنیم که دست اندرکاران کشتار جمعی  و شکنجه گران بدانند اعمالشان برای آنها عواقبی در پی خواهد داشت.

پیام اخوان 

پرفسور اخوان در این رابطه ادامه داد، اولین قدم در این راه دانستن حقیقت است، ما حتی از حقیقت باخبر نیستیم. به همین دلیل است که حاکمان رسانه های جمعی را در کنترل خود می گیرند. چرا مقامات اینهمه نگران اند که یک وبلاگ نویس 18 ساله را می گیرند و به زندان می اندازند. چرا پرفسوری را که فلسفه ی گاندی درس می دهد، به زندان می اندازند.

سخنران در ادامه به موضوع قدرت و مفهوم آن پرداخت و گفت، قدرت امروزه به معنای مسئولیت داشتن است. اما قدرت در کشور ما چنین تعبیر می شود که می توان ثروت یک کشور را ربود، می توان مخالفان را بازجویی و شکنجه کرد و ... حال باید دید چگونه میشود قدرت را به مسئولیت پذیری هر یک از شهروندان در احترام به حقوق، در ساختن  آزادی و سعادت کشور تغییر داد.

پیام اخوان در ادامه چشم امید داشتن به دیگر کشورها برای خواست حقوق بشر در ایران را بیهوده خواند و گفت، زمانی که سازمان ملل قطعنامه ای علیه ایران برای نقض حقوق بشر صادر کرد، همه جا تیتر روزنامه ها شد، ولی در پایان روز این تیتر فراموش می شود، چنین خبرهایی برای کوتاه مدت اثرگذارند ولی فراموش می شوند.

بگذارید با واقعیت موجود رو به رو شویم. هیچ کشوری برای مردم ایران متأثر نخواهد بود؛ آمریکا، کانادا، اروپایی ها، هر کشوری به دنبال منافع ملی خودش است. آنها از حقوق بشر حرف می زنند ولی در پایان روز منافع اقتصادی و تجاری شان می چربد به مقولات دیگر. در آمریکا در زمان بوش ایران را تهدید به بمباران می کردند، حال دولت اوباما بر سر کار است، آنها هم می گویند حالا که احمدی نژاد رئیس جمهور است بگذار دوباره موضوع هسته ای را علم کنیم. سازمان ملل هم موانع و محدودیت هایی برای افرادی که درگیر موضوع هسته ای بودند، اعمال کرد چرا آنها را مجبور نکنیم که این موانع و محدودیت ها را هم در قبال کسانی که ناقضان حقوق بشر در ایران بوده اند، اعمال کنند. چرا آنها آزادند که مسافرت کنند. چرا آقای مشایی چند ماه پیش توانست به تورنتو سفر کند. و مطمئنا کسان دیگری هم خواهند آمد. این ها پرسش هایی ست که ما باید از خودمان بکنیم وگرنه تحریم اقتصادی تنها به مردم عادی لطمه خواهد زد چرا ایرانیان باید به خاطر اقدامات حاکمانشان بیش از پیش رنج ببرند.

افرادی در رأس امور در سپاه، بسیج، اطلاعات و ... قرار دارند که مسئول شکنجه و این جنایات هستند. این افراد هر یک مسئول اعمال مجرمانه ی خود هستند. افرادی که در تجاوز، شکنجه و کشتار دست داشته اند، بدیهی ست که مسئول هستند، اما فراتر از این ها، آن هایی هستند که دستور این شکنجه و قتل ها را داده اند.

همانطور که دوستم رامین گفت، اینها که شکنجه می کنند، لزوماً هیولا نیستند، بین آنها معلم مدرسه، دکتر، و ... هستند که بعد از انجام وظیفه به خانه می روند و با اهل خانه شام می خورند و با بچه ها بازی می کنند.

لازم است که این را درک کنیم که زمینه ای وجود دارد که به آنها چنین مجوزی را می دهد. این را هم به عنوان پرفسور حقوق بگویم، که نه تنها آمران و مجریان که آنها هم که در مجازات و تنبیه خاطیان غفلت می کنند، مسئول هستند.

 

وظایف ایرانیان خارج کشور

 

اخوان در ادامه با اشاره به اینکه امروز برای اولین بار در ایران آقای کروبی و دیگران در مقابل عموم از شکنجه و تجاوز صورت گرفته سخن می گویند، از وظایف ایرانیان خارج کشور گفت و افزود، آنچه که ما امروز به عنوان ایرانیان پراکنده در گوشه و کنار جهان باید انجام دهیم، جرأت بخشیدن، اعلام همبستگی و حمایت از آنهایی باید باشد که در خط اول مبارزه در ایران هستند. ما ایرانی ها خیلی علاقه به تئوری توطئه داریم که بگوئیم کار انگلیس هاست، کار آمریکایی هاست و ... باید چنین شیوه ای را متوقف کنیم و مسئولیت فردای ایران را خود به عهده بگیریم. لازم است که صدای خود را بلند کنیم. لازم است که تظاهرات کنیم. دیدن اینکه هزاران تن در تورنتو، مونتریال و ونکوور تظاهرات کردند، بسیار دلگرم کننده بود. اینکه خودمان را با سبزی پلو و ماهی به دیگران نمی شناسانیم و برای اولین بار همگی برخاستیم برای مطالبه ی عدالت و آزادی موجب سرفرازی است.

اخوان به اقدامات موردی که از عهده ایرانیان خارج کشور برمی آید نیز اشاره کرد و به عنوان نمونه عنوان کرد، در سال 2006، سعید مرتضوی سرپرست هیئت نمایندگی ایران در شورای حقوق بشر در ژنو بود. سی بی سی و نشنال پست تیتر زدند که مردی که پشت قتل زهرا کاظمی بود، سرپرست هیئت نمایندگی حقوق بشر ایران است. ما با وزیر امور خارجه تماس گرفتیم و گفتیم شما باید چیزی بگویید، و ایشان بهانه هایی آوردند ولی به خاطر اینکه فشار زیاد بود بالاخره نخست وزیر استفان هارپر تقاضای بازداشت سعید مرتضوی را کرد. دوستان من از ایران گفتند که این به صورت نمادین بسیار مهم بود و مشروعیت آنان را زیر سئوال برد و همین کار کوچک باعث شد که امثال مرتضوی نتوانند راحت این طرف و آن طرف بروند. ما باید تقاضای منع مسافرت و فریز کردن دارایی های مقامات را داشته باشیم. چطور همکار من شادی صدر نتوانست ویزای کانادا برای حضور در کنفرانس دانشگاه یورک را بگیرد، ولی این افراد به راحتی می توانند به اینجا سفر کنند. چرا افرادی از انستیتوی امام خمینی دعوت می شوند به دانشگاه واترلو برای کنفرانس آن وقت افرادی که زندانی بودند و یا شکنجه شده اند سالها باید در ترکیه یا پاکستان معطل پروسه ی ویزا بمانند. چرا مهاجرت اعضای سپاه و بسیج به کانادا ممنوع نمی شود؟ در صورتی که در قانون کانادا چنین ماده ای وجود دارد که اعضای سازمانی که مرتکب جنایت علیه انسانها شده، اجازه ورود به کانادا ندارند. اما یک بسیجی که اعضای خانواده ای در اینجا دارد و یا 250هزار دلار در حساب بانکی اش، به او خوشامد می گویند. یکی از آشنایان من می گفت که یک بسیجی از او خواسته که برای بهبود انگلیسی اش کمک کند. او پرسیده برای چه انگلیسی می خواهی؟ گفته به من بورس کانادا تعلق گرفته و می خواهم بروم آنجا.

اینها واقعیاتی بود که گفته شد و به جای دادن شعار مرگ بر این و مرگ بر آن برای دل خنک کردنمان، ما نیاز داریم که قدم هایی برداریم. این لحظات تاریخی از اتحاد و همبستگی ماست که باید با هوشمندی این کمپین را در خارج کشور راه ببریم. فراموش نکنیم که در کشورهای دیگر برای جنایاتی کمتر از این مقامات مجبور به پاسخگویی شده اند، چرا دبیرکل سازمان ملل به احمدی نژاد تبریک می گوید، این شرم آور است.

این برای سازمان ملل شرم آور است که دبیرکل آن حتی جمله ای در محکومیت سرکوب ها در ایران بر زبان نیاورد. این مسئولیت ماست که نشان دهیم چه چیزی درست است.

پیام اخوان مورد به دام افتادن قصاب بوسنی، رادوان کارائیچ، را درسی دانست برای همه. کارائیچ برای کشتار جمعی و پاکسازی قومی هزاران زن و کودک و مرد بوسنیایی و شکنجه و تجاوز به زندانیان در کمپ های بوسنی تحت تعقیب بود. او 13 سال پنهان شده بود و با چهره ی مبدل در جایی طبابت می کرد، ولی بالاخره گیر افتاد.

اخوان در پایان پیامی به حاکمان در قدرت در ایران داد و گفت، شما امروز بر سریر قدرت هستید، ولی ممکن است فردا دیگر بر تخت قدرت نباشید، و وقتی زمان به محاکمه کشیدن شما فرا رسد، جایی برای پنهان شدن نخواهید داشت.

 

پس از سخنان پیام اخوان، بخش پرسش و پاسخ برگزار شد.

 

در حاشیه:

 

ـ آقای سلطانپور از حاضران در سالن، از شهروند خواست که این گله ی ایشان را منعکس کنیم. او گفت، این دومین باری است که نام گنجی به عنوان سخنران اعلام میشود در حالی که هنوز او در تورنتو حضور فیزیکی ندارد، و این درست نیست.

ـ چند تن در بیرون سالن با پرچم قدم می زدند و شعارهایی علیه جمهوری اسلامی و گنجی می دادند.