|
|
|
سخنی در پاسخ مقاله ی "سخنی با دکتر رضا براهنی |
|
|
|
رضا براهنی
|
|
پنجشنبه, 29 بهمن 1388 |
|
صفحه 5 از 5
شاعران و نویسندگان ایران به آنکارا و استانبول داشتم، در حین سخنرانی اعلام کردم که اگر ترکیه روزی به ایران حمله کند، من به دفاع از کشورم تفنگ به دست می گیرم. من جای سوءتفاهم برای اشخاص باز نمی کنم. در باکو هم که به من دکترای افتخاری دادند من و دوستان شرکت کننده راه را به روی هرگونه سوءتفاهم بستیم. سند اصلی متنی است که در همین تورنتو نوشته شده، و نامش "دیباچه ای بر یک ضرورت" است و به عنوان دیباچه ای در جهت تشکیل "بنیاد زبان و فرهنگ آذربایجان ایران" نوشته شده، و آقای دکتر رضا مریدی، آقای دکتر قره جه لو و من جزو هیأت مؤسس و از اعضای اولین دوره ی هیأت دبیران آن بودیم، و برای من افتخار بزرگی بود نشستن در میان زنان و مردان جوانی که تساوی حقوقی برای تمام مردم ایران و صاحبان زبان ها و فرهنگ های مختلف آن می خواستند. از نظر اداره ی ایران معتقدم که مشروطیت به عنوان نخستین انقلاب بزرگ آسیا با روشنگری بنیانگزاران آن توأم بوده. اعتقاد دارم این انقلاب از عصر روشنگری سرچشمه گرفته و بزرگ ترین مزیت آن از نظر قانونگذاری در این بوده که از تمرکز حکومت در مرکز حکومت می کاست و از طریق انجمن های ایالتی و ولایتی، پایه گذار یک سیستم دموکراتیک بود و حالا که به دقت آن را مرور می کنیم، منهای پذیرفتن سلطنت، بی شباهت به سیستم ایالات متحده نبود. انجمن های ایالتی و ولایتی می توانستند با در نظر گرفتن نیازهای هر منطقه، به صورت دموکراتیک، و با همکاری یک حکومت مرکزی انتخابی، امور کشور را اداره کنند. اما آوردن رضا شاه بر سر کار، و تعلیماتی که او از طریق عده ای نژادپرست مثل دکتر افشار و اطرافیان او دید، نخست در دوران رضا شاه و بعد در دوران پسرش، مجلس و انتخابات تبدیل به بازیچه های سیاسی دربار شدند. مشاوران خائن بودند که مدام توی گوش شاه مستبد خواندند که تنها با تعطیل کردن مشروطیت و بی اهمیت کردن دموکراسی و مجلس می توان ایرانی، مثل دوران شاهنشاهی کهن ایران به وجود آورد. اولین اقدام شاهان مستبد تبدیل کردن انجمن های ایالتی و ولایتی به یک نوع بازیچه ی محلی بود. یکی از مشکلات اصلی همان مسئله ی زبان ها بود. من هیچ تردید ندارم که فارسی زبان مهم و بزرگی است. اما تدریس سراسری آن از آغاز در همه ی مدارس کشور نادیده گرفتن دموکراسی و انکار مفاد اعلامیه ی جهانی حقوق بشر است. اعتقاد راسخ دارم که تحقیر زبان اقوام، و یا بهتر، ملیت های ایران، تحقیر مادر است، زبان فارسی هر قدر هم زبان زیبایی باشد، جای زبان و جای رابطه ی مادر امی و بچه در زبانی غیر از زبان فارسی را پر نمی کند. رابطه ی بین شیرخوارگی و زبان، رابطه ای آنچنان نزدیک و مداوم است که محروم کردن بچه در سنین بعدی از زبان مادری و رشد در سایه ی آن زبان، به او لطمه ی شدید روحی می زند. من در نوشته ی آقای تیزقدم تحقیر این رابطه را می بینم، تحقیر رابطه ی مادر و بچه را، به قیمت اینکه فارسی زبان زیبایی است. اتفاقا فاصله ای که به وجود می آید، با تحمیل یک زبان به جای زبان دیگر، فاصله ی از خودبیگانگی انسان به ریشه است. سیاست دولت، هر چه می خواهد باشد، یا عظمت یک زبان دیگر، ولو زیباترین آن، به هر طریق جانشینی است ناشی از یک تجاوز کامل به رابطه ی مادر و بچه. اعتقاد کامل دارم که سیاستمدار امروز ایرانی، در صورتی که بخواهد واقعاً با معیارهای دموکراسی و تساوی حقوقی عمل کند، باید زبان های مناطق مختلف را به رسمیت بشناسد. در آذربایجان ترکی زبان رسمی است، به دلیل اینکه همه ی مردم به آن زبان حرف می زنند، و استثنائاً به فارسی. در کردستان زبان کردی رسمی است. در اصفهان و شیراز زبان رسمی فارسی است. تحمیل فارسی به عنوان زبان رسمی همه ی مردمان ایران ظالمانه است. فارسی می تواند از پس درک موقعیت درست و تاریخی آن به عنوان زبان رسمی فارسی زبانان ایران، تنها به دلایل تاریخی به عنوان "زبان مشترک" به رسمیت شناخته شود. و طبیعی است که در کنار آن ، یادگیری یک زبان جهانی نیز برای هر فردی باید ضروری شناخته شود، که در عصر ما، در همه جا، روی هم رفته زبان انگلیسی است. اعتقاد دارم هر کسی یا گروهی، هر اجلاسی و هر دولت و حکومت و مجلسی که بتواند این زنگوله را دور گردن گربه بیندازد، و این مانع بزرگ ترجیح تحمیلی یک زبان ـ یعنی فارسی را ـ بر مردمانی که زبان مادریشان فارسی نیست از میان بردارد، نامش در تاریخ ایران به عنوان یک شخصیت آزادیخواه، رهایی بخش و واقع بین جاودانی خواهد شد. اگر قدرت واقعی برای مردمان کشور خود می خواهید، وحدت ملی را در تناقض با کثرت زبانی نبینید، وحدت ملی را در تساوی حقوقی همه ی مردمان کشور ببینید. در غیراین صورت، هشدار تاریخ، به نظر من این است: هرقدر شعور قومیت های ستم زده ی ایران، در فراز و نشیب حوادث آینده بالا برود، اما هنوز نژادپرستی بنیادی تحمیل یک زبان بر صاحبان زبان های مادری دیگر، به صورت کنونی ادامه یابد ـ تحت هر عنوان و به هر دلیلی ـ سایه های دور جدایی طلبی ملیت های ستم زده و صاحبان زبان های سرکوب شده نزدیک تر خواهد آمد، خفقانهایی شدیدتر از امروز، توطئه های خونین تر بالا گرفته در آینده، بحران های منطقه ای و جهانی، ندانم کاری های دولت ها و حاکمیت ها، و تعصبات کور داخلی، همگی دست به دست هم خواهند داد، و آنگاه کشوری که مردمانش از هر لحاظ لیاقت دموکراسی، فرزانگی، آزادی و پیشرفت را دارند غرق در جنگ های مرزی و داخلی خواهد شد، و از هم خواهد پاشید. چشم باز کنیم، نژادپرستی را به زباله دان تاریخ بسپاریم و با الهام از اعلامیه ی جهانی حقوق بشر، آینده ی کشور خود ایران را بر اساس تساوی حقوقی کامل اقوام و ملیت هایی که در زیر آسمان ایران و در چارچوب مرزهای امروزین کشور زندگی می کنند، بازسازی کنیم.
در شأن من به دُردکشی ظن بد مَبَر
کالوده گشت جامه ولی پاک دامنم (حافظ)
تورنتو ـ دیماه 1388
* زبان بریده به کنجی نشسته صُم بُکم/ به از کسی که زبانش نباشد اندر حکم (سعدی)
صُم بُکم = کر و لال ها= اصطلاحی از قرآن
<< < قبلی 1 2 3 4 5 بعدي > >>
|
|