|
صفحه 1 از 5
شهروند 1272 ـ پنجشنبه 11 مارچ 2010
ژولیا کریستوا
ترجمه: نیکو سرخوش*

ملت، رویا یا واقعیت قرن نوزدهم به غایت خود رسیده بود، که فاجعه ناسیونال سوسیالیسم در 1929 ستون هایش را که به قول مارکس همگونی اقتصادی، سنت تاریخی و وحدت زبانشناختی بود، فروپاشید. جنگ جهانی دوم به نام ارزش های ملی آغاز شد و سپس به واقعیت ملت پایان داد. انسجام اجتماعی و فلسفی ملت را گسست و توهمی از آن ساخت که صرفا در راه مقاصد ایدئولوژیکی یا سیاسی از آن بهره برداری شد. توهم همگونی اقتصادی راه را برای تابعیت قدرت های بزرگ اقتصادی گشود. حال آن که سنت تاریخی و وحدت زبانشناختی به نام مخرج مشترک نمادین از نو شکل گرفت، یعنی حافظه فرهنگی و مذهبی که نتیجه درآمیختن تاریخ است و جغرافیا. گونه های این حافظه قلمروهای اجتماعی ی را به وجود آوردند که سپس به صورت احزاب سیاسی گسترش یافت. احزابی فاقد قدرت، حافظه فرهنگی و مذهبی یا مخرج مشترک نمادین همگانی، خصوصیاتی را پدیدار ساختند که ورای جهانی کردن اقتصاد، برتر از ملت قرار گرفت. بدین گونه اجتماعات نوینی برتر از ملت شکل می گیرد و ملت در این مجموعه نه تنها ویژگی های خود را از دست نمی دهد بل آنها را باز می یابد، اما این امر درگونه ای زمانمندی غیر معمول یا در"آینده ی کامل" صورت می گیرد که در آن سرکوب شده ترین بخش از گذشته، ویژگی متمایزی را به مدرن ترین توزیع منطقی و جامعه شناختی ارزانی می کند، زیرا این حافظه همگانی به پاسخ گروه های انسانی مربوط است که در مکان و زمان گرد هم آمده اند، پاسخی نه به مسائل تولید کالاهای مادی، بل به مسائل تولید مثل، زندگی و مرگ، بدن و جنسیت و نماد. به عنوان مثال اگر اروپا نمونه چنین مجموعه فرهنگی- اجتماعی ی باشد، این مجموعه بیشتر مرهون "مخرج مشترک نمادین" است که هنر، فلسفه و مذهب از مظاهر آنند تا اقتصاد که ویژگی هایش تحت فشار شرکایش همیشه در حال تغییر است.
مجموعه اجتماعی که این گونه شکل می گیرد، از یک طرف دارای استحکامی است که ریشه در شیوه تولید مثل و معرف های آن دارد و از سوی دیگر شکننده است به لحاظ آن که مخرج مشترک نمادین به دلیل جهانشمول بودنش در مخرج مشترک نمادین همترازش در مجموعه فرهنگی ـ اجتماعی دیگری بازتابیده می شود. بدین ترتیب از اروپایی که به سختی چنین شکلی به خود گرفته است، خواسته می شود که خود را با ساختارهای فرهنگی، هنری، فلسفی و مذهبی دیگر مجموعه های فرهنگی ـ اجتماعی فوق ملی مقایسه کند. در موجودیت هایی که از لحاظ تاریخی به هم گره خورده اند (مانند اروپا و آمریکای شمالی) این مقایسه طبیعی به نظر می آید، اما این پدیده همچنین هنگامی رخ می دهد که جهانشمولی این مخرج مشترک شیوه های تولید و تولید مثل را در کنار هم قرار می دهد. شیوه هایی که در گذشته و حال متضاد بوده اند( مانند اروپا و هند).
در مجموعه فرهنگی ـ اجتماعی از نوع اروپایی، همواره در برابر پرسش قرار می گیریم:
1- هویت مجموعه های نشأت گرفته از رسوبات تاریخی.
2- از دست دادن هویت این مجموعه ها که ناشی از پیوستگی حافظه هایی است که از بند تاریخ می گریزند.
در واقع ما با دو نوع زمان مواجهیم. زمان تک خطی و دیگری زمان تاریخی (یادواره ای) که این مجموعه های فرهنگی اجتماعی فوق ملی را درون موجودیت هایی به مراتب گسترده تر در بر می گیرند.
تشکل هایی هستند که پویش های چنین سازمان های فرهنگی ـ اجتماعی را در خود گرد می آورند و بر اساس جایگاهشان در تولید و به ویژه در شیوه ی تولید مثل تعریف شده اند. بویژه گروه های فرهنگی اجتماعی که براساس گروه های سنی (جوانان در اروپا) و یا جنسیتی شان (زنان اروپا) تعریف می شوند. گرچه جوانان یا زنان در اروپا ویژگی های خاص خود را دارا هستند، اما به همان نسبت از خصوصیاتی برخوردار هستند که آنان را به عنوان "جوانان" یا "زنان" تعریف می کند و آنها را از جایگاه اروپایی شان منحرف و با جوانان یا زنان ِآمریکای شمالی یا چین پیوند می دهد که با " تاریخ یادواره ای" گره خورده اند.
جویس می گوید : "زمان پدر، انواع مادر".
هرگاه نام و سرنوشت زنان به یاد می آید بیشتر مکان تولید انسان را تداعی می کند تا زمان، شدن یا تاریخ را.
فروید با بررسی رویاها و تخیلات بیمارانش می پنداشت که "هیستری با مکان ارتباط دارد". در تحقیقات بعدی مختصات مکان مشروط شد به چگونگی عشق مادر. مختصاتی که خنده ی کودک، تمام مظاهر نمادین را موجب می گردد و سرانجام به چگونگی و نحو کلام می انجامد.
ذهنیت ِزنانه ضرباهنگ ِخاصی را به زمان می دهد که تکرار و جاودانگی را در بر می گیرد. از یک سو شاهد چرخه ها، آبستنی و تکرار جاودانه روندی زیست شناختی هستیم. از سوی دیگر شاهد یک زمانمندی یادواره ای هستیم که یا:
راهی است برای فرار، و ارتباط ِاندکی با زمان تک خطی دارد که درخور واژه "زمانمندی" نیست. زمانمندی فراگیر و بی پایانی که همانند مکانی تخیلی ما را به یاد کرنوس در اسطوره هزیودوس می اندازد. کرنوس، پسری است ثمره زنای محارم که تمامی کالبد گئا را در بر می گیرد تا او را از اورانوس پدر جدا کند. و یا:
این زمانمندی اسطوره های روز رستاخیز را به یاد می آورد که کیش مادرانه کهن را جاودانه می کند. همانگونه که در آخرین شکل این اسطوره، مسیحیت، کالبد مریم باکره نمی میرد بل به طریق خواب (ارتودوکس ها) یا معراج (کاتولیک ها) از مکانی به مکان دیگر حرکت می کند.
از سوی دیگر زن با تسلیم شدنش به نگرش ِغریزی در رابطه با مفهوم خاصی از زمان دچار مشکل می شود. و آن زمان برنامه ریزی، استمرار تک خطی و به سوی آینده و زمان به مثابه عزیمت، پیشرفت و رسیدن یا به زبان دیگر زمان ِتاریخ است. زمانمندی که گسست، انتظار و اضطرابی را آشکار می سازد که زمانمندی های دیگر آن را پوشیده می دارند. این همان زمان ِزبان برای توصیف عبارت هاست (اسم + فعل، موضوع-توصیف، آغاز- پایان)، زمانی که متکی بر مانع خود است، مانعی که مانع بیان هم هست: مرگ. "زمان وسواسی" از ابتدا جنبش ِزنان چه تحت ِلوای مبارزه برای حق رای و چه به عنوان فمینیست های اگزیستانسیالیست، خواهان آن بود تا در زمان ِتک خطی به منزله زمان ِبرنامه ریزی برای خود جایگاهی داشته باشد. جنبشی که در عین جهانگرا بودن در حیات ِسیاسی ـ اجتماعی ملت ها ریشه داشت. درخواست های سیاسی زنان، مبارزاتشان برای برابری دستمزدها و اشتغال و به دست آوردن قدرت در ارگان های اجتماعی مثل مردان، و نفی صفت های زنانه و مادرانه که به طور سنتی به آنها نسبت داده می شد ـ چون این صفت ها با تاریخ ِتک خطی هماهنگ نبود- بخشی از منطق انطباق با ارزش هایی خاص است: نه با ارزش های ایدئولوژیک (که به دلیل ارتجاعی بودنش به درستی مورد مخالفت قرار گرفته اند) بل با ارزش های منطقی یک خردگرایی حاکم بر دولت ملی. از مزایای این انطباق و مبارزاتی که بعد آن برای زنان به بار آورد می توان به حق ِسقط جنین، وسایل جلوگیری از بارداری، برابری دستمزدها، اشتغال رسمی و ...) اشاره کرد. اهمیت این دستاوردها به مراتب بیشتر از انقلاب صنعتی است. این جنبش ِفمنیستی دارای خط مشی جهانگرا بوده و به مشکلات زنان ِمناطق مختلف و سنن و تمدن های گوناگون با ساختارهای مختلف روانی تحت لوای "زن جهانی" می پردازد. تامل و تحقیق روی نسل های زنان و به شیوه جهانی هنگامی قابل درک است که به منزله پیامد و پیشرفت مرحله اولیه بنیانگذاران جنبش زنان تلقی کنیم.
<< < قبلی 1 2 3 4 5 بعدي > >>
|