شهرام شیدایی؛ جان شیدایی که در تب می سوزد چاپ پست الكترونيكي
شهروند   
چهارشنبه, 23 بهمن 1387

 

شماره 1216 ـ پنجشنبه  12 فوریه 2009

 شهرام شیدایی

شهرام شیدایی اولین بار در سال 1371 با انتشار مجموعه شعر " آتشی برای آتشی دیگر" خود را به دنیای ادبیات ایران معرفی کرد.

او که 41 سال پیش در سراب آذربایجان به دنیا آمده، بیش از نیمی از عمرش را وقف شعر و ادب سرزمین مادری کرده است.

از همان دوران نوجوانی می خواند و می نوشت و شعر می گفت، تا اینکه در سال 1371 همکاری خود را با گروه فرهنگ فارسی در مرکز نشر دانشگاهی آغاز کرد.

 

اولین مجموعه شعرش با  نام "آتشی برای آتشی دیگر" در سال 1373 منتشر شد. پس از آن در سال 1376 دو ترجمه ی مجموعه شعر به چاپ سپرد: گزیده ای از شعرهای ویسواوا شیمبورسکا، آدم ها روی پل، که به همراه مارک سموژنسکی و چوکا چکاد آن را ترجمه کرد و دیگری مجموعه شعر "شاید دیگر نتوانم بگویم" اثر صالح عطایی که متنی دوزبانه، ترکی ـ فارسی، است و باز چوکا چکاد در ترجمه او را همراه بود.

در سال 1377 همکاری اش را با مرکز نشر دانشگاهی خاتمه داد تا مدیر فرهنگی انتشارات کلاغ شود. سال 1379 سال پرباری بود؛ چاپ دومین مجموعه شعر با نام "خندیدن در خانه ای که می سوخت" ، چاپ اولین مجموعه داستانش با نام "پناهنده ها را بیرون می کنند" و گردآوری مجموعه داستان "ثبت نام از کسانی که سوار کشتی نشده اند" (آنتولوژی داستان ایران، جلد یک).

 

سالهای 1382 و 83 را با تألیف و ترجمه مدخل های متعدد دانش نامه ی ادب پارسی، جلد پنجم و ششم (ترجمه از ترکی آذری [سیریلیک و عربی]، ترکی عثمانی و معاصر) پشت سر گذارد. در همین سال موسسه انتشاراتی کلاغ سفید را تاسیس کرد و خود مدیریتش را بر عهده گرفت. در سال 83 ترجمه گزیده ای از شعر و داستان های اورهان ولی نویسنده بنام ترکیه با نام "رنگ قایق ها مال شما" منتشر کرد. جلد کتاب شهرام شیدایی

و امسال یعنی سال 1387 دو کار در دست چاپ دارد: ترجمه ی "خواننده ی کور"(خوانش تجربی آثار صادق هدایت با محوریت بوف کور)، نوشته اوغوز دمیرآلپ را به همراه خدیجه گلجان توپکایا، و ترجمه ی گزیده ای از شعرهای ملیح جودت آندای، با نام "گیل گمش در پی جاودانه گی".

شهرام شیدایی در حال ترجمه ی رمان Huzur (آرامش)، اثر احمد حمدی تان پینار بود که بیماری کارش را متوقف کرد.

هم اکنون که این متن را می خوانید، جان شیفته ی شهرام شیدایی بر تخت بیمارستان "کسرا"ی تهران در حال دست و پنجه نرم کردن با بیماری سرطان مری است. او را دیروز چهارشنبه 23 بهمن عمل کرده اند.

 

بیماری شاعر و نویسنده ای که هنوز برای خلق کردن فرصت های بسیار در پیش رو دارد، به اندازه ی کافی تلخ است، اما بگذارید این حقیقت تلخ را هم بگوییم که در ایران نویسنده نبایستی بیمار شود. کدام نویسنده و هنرمند، که عمری در پی ساختن بوده است، نه ساختن برج و بارو و قصر، که ساختن فرهنگ و ادب و هنر سرزمینمان، می تواند هزینه های درمان را  تاب بیاورد؟

اما این وظیفه ی تمامی شاعران، نویسندگان، هنرمندان و دوستداران فرهنگ و ادب ایران است که در چنین شرایطی کوشندگان راستین سرزمین مادری را تنها نگذارند و حمایت های مادی و معنوی خود را دریغ نکنند.

 

شعر "نیاز به یک کلمه دارم" او را از کتاب "خندیدن در خانه ای که می سوخت" برایتان انتخاب کرده ایم و نیز بخش کوتاهی از نقد بهرام معصومی به دو مجموعه شعر شهرام شیدایی.

برای جان شوریده ی شیدایی، آرزوی سلامتی می کنیم و چشم امیدمان به انسان است.

 

شهروند

 

 

نیاز به یک کروی جلد خندیدن در خانه ای که می سوختلمه دارم

 

نیاز به یک کلمه دارم

               کلمه ای که مرا از روی زمین بردارد

 

من مثل ساعتی مریضم

                             و به دقت درد می کشم

سکوت تانکی است

 که بر زمین فکرهایم می چرخد و

                           علامت می گذارد

از روی همین علامت ها دکتر

             نقشه ی جغرافیایی روحم را روی میز می کشد

                و با تاثر دست بر علامت ها می گذارد:

                           - چه چاله های عمیقی!

ناگهان نقشه نفس می کشد

                       میز تکان می خورد

       و دکتر فریاد: جنگ جهانی ...

             و تماشاچی ها کف می زنند

             نیچه گوشه ای در گوش کسی زمزمه می کرد:

ـ من راننده یک تانکم.

 

 

***

 

بهرام معصومی در نقدی با عنوان " بررسی نظریِ تکرارِ مفاهیم کُلّی و کلیدواژه‌ها در شعر دهه‌ی هفتاد/ با نگاهی به دو مجموعه‌ی شعر از شهرام شیدایی: "آتشی برای آتشی دیگر" و "خندیدن در خانه‌ای که می‌سوخت" که در نشریه ادبی "جن و پری" منتشر شده، می نویسد:

 

نامِ شهرام شیدایی این جمله را تداعی می‌کند: او یک شاعر است با نگاه و بیانی شاعرانه، یعنی با کلمه‌ها و زبان درگیریِ ذاتی دارد. و اگر تیزبینانه و به دور از حُب و بغض‌های رایج به مجموعه شعرهای منتشرشده در دهه‌ی هفتاد (منظورم از 1370 تا 1380 است) بنگریم و بخواهیم دست‌کم ده مجموعه شعرِ برتر این دهه را برگزینیم، بی‌شک دو مجموعه‌ی آتشی برای آتشی دیگر و خندیدن در خانه‌ای که می‌سوخت را در این فهرست قرار خواهیم داد، اگرچه تاکنون درباره‌ی این دو مجموعه، به دلایلی که چنان دور از ذهن نیست! سکوت اختیارشده و نقد و بررسی‌یی درخور صورت نگرفته است. شیدایی، که گویی به دور از هیاهوهایی برای هیچ در گوشه‌یی خزیده و کارِ خودش را می‌کند و با تبلیغ و تبلیغات‌چی‌ها نیز در ارتباط نیست، در این دو مجموعه  (که به زعم من با اندکی تساهل در زبان، فرم، اندیشه و صور خیال هم‌سان و هر یک ادامه‌ی دیگری‌ست، اگرچه شاعر در مجموعه‌ی دوم در جهتِ اعتلای شعرش حرکتی صعودی داشته و در این مجموعه تا حدودی از آن رمانتیسم انتزاعی که شاعر در مجموعه‌ی نخست درگیرِ آن بوده خبری نیست و کلمه‌ها ساده‌تر ذهنِ پیچیده‌ی شاعر را عریان‌ می‌کنند) به زبان و سبکِ خاصِ خود در شعر رسیده، و اگر خدانکرده دیگربار شاهد تولید او در زمینه‌ی شعر نباشیم، لااقل این امیدواری هست که شیدایی در یک دهه خود را تثبیت، و با اشعاری مانند «برق ِ یک لحظه‌ی فلاش ... »ـ که من آن را با عنوانِ «در عکسی سیاه‌سفید » می‌خوانم ـ از مجموعه‌ی خندیدن در خانه‌ای که می‌سوخت نام خود را در شعرِ دهه‌ی هفتاد ماندگار کرده است.

 

این دو مجموعه پتانسیلِ آن را دارند که از زاوایای مختلفی، برای مثال طنزِ تلخی که به لایه‌های درونی شعرها رسوخ‌کرده، بررسی و تحلیل شوند، اما در این گفتار مسئله چیزِ دیگری‌ست؛ از چاپِ نخستین مجموعه تا کنون بارها و بارها خواننده‌ی شعرهای شیدایی بوده‌ام و هر بار از خود پرسیده‌ام چه انگیزه‌یی مرا به سوی شعرها می‌کشاند؟ محتوا، زبان، فرم، نگاهِ شاعرانه و یا ... ؟ و هر بار طفره‌رفتن و به نوعی بیمارگونه از زیر بارِ مسئولیت شانه خالی کردن. اما این‌بار، در خوانشی واپسین که از این مجموعه‌ها داشتم، به این نتیجه رسیدم آن‌چه که دست‌کم مرا در مقام یک خواننده با شعرها درگیر می‌کند، نه زبان و فرم و ... که تکرار برخی مفاهیم انتزاعی و غیرانتزاعی‌ست که آن‌ها را به صورت کلیدواژه‌های شعر ِ شیدایی در دو بخش در این مقاله بررسی خواهم کرد.

برای خواندن متن کامل این نقد به لینک زیر مراجعه کنید:

http://www.jenopari.com/article.aspx?id=291

  

 شماره حساب ارزی موسسه انتشاراتی کلاغ سفید برای واریز وجوه اهدایی:

بانک تجارت شعبه اصلی هرمزان

شماره حساب 165576438 

کد: 1655

swift code: btejirthhrm

 

kalaghe sefide

bank  Tejarat

Hormozan main branch Code: 1655

Account Number: 165576438

swift code: btejirthhrm

دوستان عزیز ساکن کشورهای آمریکا، کانادا  و استرالیا، با توجه به این که بانک های ایران از طرف این کشورها هنوز در تحریم هستند لطفاً وجوه اهدایی خود را به شماره حساب خواهر شهرام در آلمان واریز کنید. مشخصات شماره حساب به قرار زیر است:

 

   Name of Bank: Post Bank        

Account Number: 548137309  

Code: 25010030              

IBAN  DE 48250100300548137309  BIC PBNKDEFF

Afsaneh Shaidaei           

Germany