اعتیاد و سینما چاپ پست الكترونيكي
گفت وگو: عارف محمدی   
سه شنبه, 19 خرداد 1388

شهروند 1233  پنجشنبه 11 جون  2009

 

(1)

 

گفت وگوی شهروند با دکتر عباس آزادیان، روانپزشک

 

 

اعتیاد یکی از معضلات مهم و اساسی در جوامع مختلف جهان است.  این موضوع طی سالهای متمادی به یکی از سوژه های اصلی در سینما و ادبیات مبدل شده است. اگرچه واژه اعتیاد به صورت جامع، وابستگی به هر چیز مادی و غیر مادی را شامل می شود، اما نام اعتیاد با مواد مخدر و کلمه معتاد با فردی که مواد مخدر مصرف می کند مترادف گشته است. در حالی که اعتیاد می تواند به مواد مخدر، الکل ، قمار و غیره نیز اطلاق شود. در این مطلب قصد داشتم به مقوله اعتیاد در سینما بپردازم . به همین خاطر قبل از هرچیز لازم دیدم که با یکی از کارشناسان با علم و تجربه گفت وگویی داشته باشم تا به صورت علمی با این واژه و ریشه ها و پیامدهای آن آشنا شویم و سپس به موضوع اعتیاد در سینما پرداخته و فیلمهای سینمایی مرتبط با این موضوع را  در سینمای ایران و جهان معرفی  کنم. از آنجا که این موضوع بسیار طولانی شد به ناچار بخشهایی از گفتگو را کوتاه کرده و کل مقاله را به دو بخش تقسیم کردم. بخش اول گفتگو با دکتر عباس آزادیان روانپزشک با تجربه مقیم شهر تورنتو است که از چهره های شناخته شده در جامعه ایرانی و از علاقمندان و پشتیبانان رویدادهای فرهنگی و همچنین از همکاران بخش پزشکی تحریریه ی شهروند است. بخش دوم به طور خاص به مقوله اعتیاد در سینما اختصاص خواهد داشت.

عارف محمدی

 

اعتیاد بیشتر وابستگی  یا سوء استفاده است

 

 

ابتدا تعریفی از واژه اعتیاد داشته باشیم. اعتیاد به چه چیزی اطلاق می شود؟

 

ـ در مسئله تعریف  اعتیاد اختلاف نظرهایی وجود دارد. جالب است که اگر شما مهمترین کتاب روانپزشکی را که در سراسر دنیا مورد تایید است و به عنوان مرجع استفاده می شود را در نظر بگیرید واژه اعتیاد را داخل آن نمی یابید. اگر هم در این کتاب از واژه اعتیاد استفاده شده باشد به خاطر اینست که بگوید واژه ی علمی ای نیست. ما در چارچوب دایره لغات روانپزشکی به جای واژه اعتیاد از دو لغت دیگر استفاده می کنیم. یکی Abuse یا سوء استفاده (سوء مصرف) و دیگری لغت  Dependencyوابستگی.  در واقع می توان گفت که اعتیاد را از این زاویه به دو دسته تقسیم می کنیم. یکی سوء استفاده کردن از یک ماده مخدر و دیگری هم وابسته شدن به یک ماده است. سوء استفاده کردن دلیل خودش را دارد یعنی از یک چیز بیش از اندازه استفاده کردن. یعنی با اینکه ماده مخدر روی حالتهای روحی و جسمی شخص تاثیر منفی می گذارد، اما باز هم به استفاده از آن ادامه می دهند. در واقع کارهایی برای به دست آوردن یا تامین آن ماده می کنند که نباید بکنند و گاه ازحد معقول برای به دست آوردن آن ماده خارج می شوند. این تعریف سوء استفاده می شود.

وابستگی دو حالت دارد. وابستگی روحی و وابستگی جسمی. وابستگی جسمی اینست که وقتی شخص آن ماده را ترک می کند دچار مشکلات جسمی و عوارض  آن می شود. برای مثال کسی که در روز چهار لیوان قهوه می خورد اگر یک روز نخورد چه اتفاقی برایش می افتد. اگر هیچ عارضه فیزیکی نداشته باشد می گوییم وابستگی فیزیکی ندارد، ولی اکثر افراد سردرد می گیرند و بی حوصله و عصبی مزاج می شوند و این نشان دهنده عوارض فیزیکی  ترک است. در حالت دوم فرد ممکنست وابستگی فیزیکی نداشته باشد، اما وابستگی روحی پیدا کند. وابستگی روحی به این شکل است که شخص مدعی می شود که می خواهد این ماده را ترک کند اما احساس میکند توانش را ندارد و یا آنچنان به آن محتاج است که قادر به ترک آن نیست.  پس وقتی تعریف اعتیاد پیش می آید بیشتر به وابستگی یا سوء استفاده می پردازیم و بر آن اساس گرایش افراد را به الکل یا مواد مخدر بررسی می کنیم.

 

 

گرایش به مواد مخدر در چه مراحلی شکل می گیرد؟ چون به مراحل اولیه این پدیده کمتر پرداخت شده. مثلا خیلیها می گویند "ما که تفننی می کشیم"...

 

- اصولا هیچ کس از همان ابتدا عنوان نمی کند که من می خواهم به سیگار یا تریاک معتاد شوم  یا الکلی شوم. پس معمولا برای اکثر افراد به شکل تفننی و ساده شروع می شود. مثلا در جمعی که هستیم، یک عده سیگار می کشند و من هم برای اینکه همرنگ جماعت بشوم آنها را همراهی می کنم.  سیگاری دود می کنم و یا یک لیوان مشروب می خورم. برای یک دسته از  افراد همین تفنن و یا همرنگ جماعت شدن است که به مرور تداوم پیدا می کند و به آنجا می رسد که متوجه می شوند وابسته شده اند و اگر مرتب مصرف نکنند دچار مشکل می شوند. و طبق تعریفی که کردیم از لحاظ جسمی و روحی مشکل پیدا می کنند. در حال حاضر با وجود مواد مخدری که به شکل قرصهای رنگارنگ توزیع می شود، جوانها به کلوبهای شبانه که می روند، بعد از سه، چهار ساعت رقص خسته می شوند و یک نفر هم به آنها قرصی می دهد که با آن انرژی کاذب پیدا می کنند و چند ساعت بیشتر می رقصند. اینها با مصرف این قرصها به اصطلاح High و پر از انرژی می شوند و دچار لذت خاصی می شوند. خوب، این لذتی که به شکل تفننی ایجاد شده کم، کم می تواند تداوم پیدا کند و وقتی که همیشگی شد به اعتیاد تبدیل می شود. پس آنها که از واژه تفننی استفاده می کنند الزاما به این معنا نیست که در معرض خطر وابستگی و اعتیاد نیستند بلکه به این مرحله هم مسلما خواهند رسید. گروه دیگری هستند که تحت شرایط خاصی وابستگی پیدا کرده اند. مثلا در کودکی در خانواده ای بزرگ شده اند پدر یا مادر  معتاد بوده و بدون اینکه شخص متوجه شود به مواد گرایش پیدا کرده است. کسانی هم هستند که از مواد به عنوان یک راه گریز یا درمان استفاده می کنند. مثلا اگر مشکل خاصی دارند، فکر می کنند که با خوردن مشروب یا کشیدن مواد مخدر مشکل جسمی آنها حل می شود که گاهی هم همینطور است. ولی بعد که تداوم پیدا می کند عوارض دیگری گریبانگیر آنها می شود. پس به طرق مختلف افراد می توانند در معرض وابستگی قرار بگیرند.