|
صفحه 2 از 2
کیان با آگاهی از ضرورت تکیه بر فرهنگ غنی ایرانی در جهت پیشرفت در هنر رقص می گوید:
- با مطالعه ادبیات فارسی، با آگاهی از ارزش غنای فرهنگی ایران و استفاده از منابع ایرانی می توان آثار فوق العاده ای به وجود آورد. موسیقی ایرانی نیز وسیع است و زمینه گسترش و توسعه در زمینه رقص را دارد. قرابتی بین باله و رقص ایرانی نیست، باید این قرابت را به وجود آور د. باید از رقص باله به عنوان دانش و فن حرکت و رقص استفاده کرد (باله نمایش تئاتری است که در آن به جای سخن گفتن از حرکت برای بیان مطلب استفاده می شود). همان طور که یک مسئله علمی را به زبان های متفاوت می توان بیان کرد، باله را به عنوان ابزار بیان و الهام بخش آثار ایرانی می توان استفاده کرد. علم طب در ایران شامل دو رشته سنتی و جدید است که علم جدید طب مکمل طب قدیم است بدون آنکه الزاما آن را نفی کند. بدین گونه ما نیز از دانش رقص باله استفاده می کنیم برای به روز و مدرن کردن فرهنگ رقص ایرانی که در این سالها بسیار جفا دیده: یا تحریف شده (مثل ترکیب و تلفیق های نامأنوس با رقص های فولکلور دیگر کشورها که به عنوان رقص ایرانی معرفی میشود)، یا هویت باخته (تا به حدی که از اطلاق نام رقص به آن واهمه دارند و از آن به نام حرکات موزون نام برده میشود)، یا مبتذل شده (تنها وسیله ای برای سرگرمی سبکسرانه) و یا به کل به ورطه فراموشی سپرده شده.
این نکته ما را به یکی از پرسش های اساسی در رقص در ایران می رساند و آن این که رقص ایرانی چیست و چقدر اطلاع از آن در دست هست؟
ـ رقص ملی یا سنتی ایرانی وجود خارجی ندارد، به دلیل اینکه برای به وجود آوردن رقص ملی (سنتی) نهادی مثل فرهنگستان لازم است که اعضای حرفه ای و کارشناسان رقص در آن برنامه ای تدوین کنند آنچنانکه فرهنگستان های رقص آذربایجان، قرقیزستان، تاجیکستان و .... برای ایجاد رقص سنتی این کشورها کردند، که در کشور ما هرگز این اتفاق نیفتاد. ما در ایران نه این نهاد و نه کارشناس آکادمیک و نه متخصص رقص داخلی داشته ایم. طبیعتاً جای خالی آن هم هیچوقت احساس نشده است. فقط کسانی مثل دووارن بودند که با عشق فراوان رقصهای محلی را گردآوری می کردند و در مواردی با رقص قاجاری (که برای اعضای خاندان قاجار در دربار ناصرالدین شاه به شیوه فی البداهه اجرا می شده و توسط مطربها پس از انقراض قاجار به خارج از دربار آمده) ترکیب می کردند. هیچ منبعی هم در دست نیست که این ها را تایید کند، فقط فرضیاتی که بر اساس اطلاعات غیر مستقیم و محدود بنا نهاده شده. رقص در ایران هیچگاه به صورت رقص سنتی در نیامد، اما علاقمندان به رقص ایرانی اعم از ایرانی و غیر ایرانی با ارایه حرکاتی برگرفته از فولکلور ایران و همچنین نقاشی های بجا مانده از دوره قاجار و اجراء با لباس های زیبای آن دوره ابداعیات خود را به اشتباه و یا از سر ناچاری به عنوان رقص سنتی و ملی ارائه کردند. به خاطر همین است که به تعداد رقصندگان و طراحان رقص ایرانی سبک و روش وجود دارد! این آش به حدی شور میشود که کسانی حتی مدعی ابداع مکتب نوینی در رقص ملی و یا سنتی ایرانی میشوند!! باید در نظر داشت که رقص سنتی یا ملی نتیجه فعالیتهای پراکنده افراد نیست بلکه حاصل توافق های جمعی یک گروه کارشناس متخصص که در حوزه ای مثل فرهنگستان، برنامه ای را برای رقص سنتی یک کشور تدوین می کنند. چگونه؟ مهمترین بخش موسیقی است و پس از آن حرکاتی که از بطن فولکلور مثل بلوچی و آذری و گیلکی و ترکی و ... بیرون می کشند. این امر مطالعه وسیعی میطلبد در رفتار شناسی اجتماعی یک مردم، در متون های صوری و ادبی و ... که همه این فعالیت ها تنها و تنها با یک حمایت و سرپرستی دولتی امکانپذیر است. نتیجه فعالیتها و ابداعاتی که در دراز مدت حاصل کوشش جمعی و تصمیمات یک فرهنگستان رقص است به مرور به یک سنت آموزشی تبدیل میشود و با تقلید و تکرار و تداوم سرانجام به شکل گیری رقص ملی می انجامد. آذربایجان به دلیل قدمت رقص مدون در این کشور و همینطور یک برنامه دولتی زمینه ایجاد و توسعه رقص سنتی را پیدا کرد مثل تاجیکستان. تاجیکستان با ایران هم فرهنگ و همزبان است، اما فرهنگستان رقص که در دهه بیست در تاجیکستان به وجود آمد و در دهه های سی و چهل توسعه پیدا کرد، هیچ گاه در ایران به وجود نیامد. رقص سنتی تاجیک ها بر گرفته از فولکلور تاجیکستان و بر اساس موسیقی تاجیکی درست شده. برای این رقص ملی ترمینولوژی ایجاد کردند و بر روی هر حرکتی اسم گذاشتند مثل باله که هر حرکتی اسم دارد مثل "آب پیچ"، "باران"، و غیره ... در ایران تصمیم گیری برای اسامی حرکتهای رقص کار فرهنگستان رقص است که وجود خارجی ندارد. هر کس می تواند لغات جدید برای آثار خود ایجاد کند، ولی این اقدامات خارج از محدوده خاصی اعتبار ندارند. ببینید معادل کلمه کامپیوتر در زبان فارسی کلمه "رایانه" است، این لغت همه جا اعتبار دارد چون ابداع فرهنگستان فارسی است. در مقابل، کلماتی مثل "راهیافت" و یا "فرافکنی" در ادبیات رایج ما جا نیافتاده است چون حاصل ابداعات به طور مثال یک مترجم یا خبرنگار است و نه فرهنگستان. حالا این آقا و یا خانم مترجم یا خبرنگار میتواند به کرات از این کلمات در نوشته هایش استفاده کند ولی این استفاده توجیه ضروری و منطقی ندارد، همه گیر هم نمیشود و الزاماً قابل فهم هم برای عموم نیست. در زمینه رقص سنتی ایرانی هنوز دستورالعملی تدوین نشده است. موسیقی ما را نزدیک به صد سال پیش سعی کردند سر و سامانی بدهند، با روشهای علمی نت گذاری کردند و ... ولی در رقص هنوز این کار صورت نگرفته.
بخش بزرگی از فعالیت های کیان در زمینه رقص شامل برگزاری سمینارهای آموزشی و مخصوصاً آموزش حرفه ای جوانان در مقطع کارشناسی و دانشگاهی است. پروژه "رقص جوان اروپا" بخش عظیمی از وقت و انرژی او را به خود اختصاص می دهد. کیان در اکتبر 2008، سومین برنامه تولیدی این پروژه را که "باغ های معلق آرزوهای گمشده" نام داشت، در شهر سولنا در شمال استکهلم به روی صحنه برد. این اثر یک باله درام معاصر در ده صحنه بود که با الهام از سری آثار گرافیکی "گلدان و چاقو" از مرحوم مرتضی ممیز و با به کارگیری همزمان رقص، موسیقی، چیدمان ویدیویی و شعر خلق شده بود. الهام بخش کیان در خلق این باله شورش های خیابانی مهاجران در شهرهای استکهلم، پاریس و لندن بود. در این اثر کیان به مسئله هم پیوندی مهاجران در جامعه سوئد پرداخته بود، مسئله ای که به روشنی قابل تعمیم به تمامی جوامع مهاجر پذیر کنونی نیز هست. هدف از خلق این باله، آفرینش یک اثر هنری با ترکیب رقص مدرن غربی و تم ایرانی بود. پس از تماشای "باغ های معلق آرزوهای گمشده" در سولنا برای من مسلم شد که پس از سال ها، فصل جدیدی در رقص ایرانی باز شده است. این اثر با حساسیت خاصی نسبت به موضوع، تکنیک و نحوه اجرا خلق شده بود. موضوع باله، سفر نوجوانی بود در زمان و مکان، آرزوهای این نوجوان، دلتنگی اش، تنهایی و خاطراتش. پس از طرح رقص. کیان چهار رقصنده را از میان بیش از صد رقصنده که از کشورهای آرژانتین، مکزیک، استرالیا، آمریکا و ژاپن تقاضا کرده بودند، برای اجرا انتخاب کرد. این اجرا با استقبال مقامات فرهنگی و هنری سوئد و تماشاچیان روبرو شد. جدیدترین کار نیما کیان اثری معاصر به نام "سمفونی مرثیه در سبز" است که با الهام از موسیقی نوحه خوان ساخته علی رهبری آفریده میشود که در پنجمین فصل هنری پروژه رقص جوان اروپا (پائیز 2009) به روی صحنه خواهد رفت.
علاقمندان می توانند برای کسب اطلاعات بیشتر به تارنماهای زیر مراجعه نمایند:
www.balletspersans.org
www.easterndanceforum.com
http://fa.wikipedia.org/wiki/سازمان_باله_ایران
با تشکر از دکتر فاریا شاکر
عکس ها از رحیم کریمی
*برگرفته از گفتگوی من با نیما کیان در اکتبر 2008 در شهر استکهلم
|