|
صفحه 2 از 2
در این رابطه چه انتظاری از ایرانیان خارج کشور میشود داشت؟
ـ به نظر من اگر ما دغدغه ی مردم و کارگران کشور خود را داریم، باید همان کاری را که سایر کشورها درخصوص وضعیت کارگران خود انجام میدهند، انجام دهیم. به عنوان مقایسه وضعیت کارگران برمه، کلمبیا و فیلیپین در رابطه با سرکوب و عدم به رسمیت شناختن حقوق کارگرانشان شباهت های بسیاری با وضعیت کارگران در ایران دارد. فعالان اجتماعی این کشورها در برون مرز بیشترین حمایت ها را از فعالان کارگری خود با برگزاری شب های همبستگی، اطلاع رسانی، هماهنگی، فرستادن سازمانهای بین المللی و مبارزه کردن با هرگونه قراردادی که مسئله حقوق بشر در آن گنجانده نشده، انجام میدهند.
ما هم چون آنها باید با هماهنگی و به صورت گروهی نه پراکنده، در این راه حرکت کنیم و بدون اینکه فکر کنیم چه کسی این کار را میکند و چه گروهی و چه نهادی، فکر کنیم چه کاری برای آنها میشود انجام داد.

آیا مبارزات کارگران ایران صرفا صنفی است و چه شباهت هایی با مبارزات کارگران سایر کشورها دارد؟
ـ بیش از 25 سال پیش کارگران در هر بخش مثل کارگران هفت تپه در زمان جنگ، به گوشت دم توپ شدن در این جنگ اعتراض داشتند و آن را جنگی در جهت منافع کارگران نمی دیدند. امروزه بعد از این همه مدت کارگران ایران برای ابتدایی ترین حقوقشان و نهاد کارگری شان و گرفتن دستمزدی که حقشان است، مبارزه میکنند.
باید افزود که نهادهای سندیکایی و کارگری، از پیش نیازهای وجود نهادهای مدنی در یک جامعه است. و امروز مقایسه کردن سندیکاهای کارگری در ایران و غرب دو مقایسه ی اساسا متفاوت است چرا که سندیکای غرب از زمان مبارزاتش در بدو شکل گیری در سالهای 1900 فاصله گرفته و خواسته های کارگر امروزی غرب را می توان در داشتن خانه و اتوموبیل و 40 ساعت کار و مزایای بازنشستگی و بهداشت و... عنوان کرد، در حالی که کارگران امروز ایران برای ابتدایی ترین حقوق خود مبارزه می کنند، همان مبارزه ای که در بسیاری از کشورها در رابطه با جهانی سازی مطرح است و حتی جنبش های کارگری کشورهای غربی هم امروز با کارگرانی که در چین و لائوس و ... در این جهت حرکت می کنند، همراه است، ولی همچنان این دو نوع مبارزه ی کارگری در کشورهای پیشرفته و کشورهای نظیر ایران، قابل مقایسه نیست، گرچه همسویی هایی دارد.
ما نباید مبارزه ی کارگران را در حد مبارزه برای به دست آوردن یک لقمه نان کاهش دهیم. خواست های آنها فراتر از این است. آنها حقشان است که برای کسب قدرت سیاسی مبارزه کنند. در صدر خواسته های کارگران ایران به رسمیت شناخته شدن حقوق کارگران در قالب سندیکاهای کارگری است. همچنین خواست آزادیهای سیاسی، اجتماعی و مدنی برای کارگران مهم است. کارگران امروز ابزار کسی نیستند و خود آگاهانه به دنبال خواست هایشان هستند. آنها حتی درخصوص انتخابات در پیش رو (خرداد 88) هم نظرمندند. اما زیر یک سرکوب بیرحمانه به سر میبرند. بسیاری از این فعالان کارگری امروزه در خانه های خود نمیتوانند به سر برند و جو رعب و سرکوبی که رژیم به آنها تحمیل کرده، مجبورشان کرده که به صورت پنهانی زندگی کنند. آنها برای مراسم هشت مارچ (روز جهانی زن) قرار است در برنامه های بسیاری شرکت کنند، ولی با این موج سرکوب و دستگیری، شرکت آنها در این مراسم بسیار مشکل خواهد بود ولی علیرغم تمام این مسائل آنها تلاش خود را میکنند که در میان جمع حضور داشته باشند.
آقای اسانلو و مددی هنوز زندان هستند، از دیگر اعضای هیئت مدیره سندیکای شرکت واحد چه خبر؟
ـ بسیاری از اعضای اخراجی در دادگاه های حل اختلاف حکم بازگشت به کار گرفته اند ولی مدیریت شرکت واحد هنوز به آنها اجازه برگشت به کار نداده است. و آقای مددی هم بدون هیچ اتهامی در زندان است و حالا هم که در زندان است به او حکم اخراج داده اند در صورتی که ایشان در روز دستگیری رفته بود که درخصوص چگونگی بازگشت به کار خود مذاکره کند. امروزه هم شاهدیم که تنها روزنه ی اخباررسانی به اعضا و عموم، یعنی سایت سندیکای واحد، مدام در معرض هک شدن است. بقیه افرادی هم که اخراج شده بودند با بیکاری و مشکلات خاص خودشان روبرو هستند.
گفتنی ست که هر سال نزدیک سال نو، رژیم عیدی ویژه اش را با دستگیری، سرکوب، صدور حکم زندان و اعدام، به کارگران و مبارزان پرداخت می کند و امسال نیز در همین راستا حرکت کرده است.
خوشبختانه پس از چاپ نشریه و پیش از انتشار سایت شهروند خبر شدیم که هفت تن از هشت فعال زندانی آزاد شدند. به امید آزادی دیگر زندانیان از جمله فرزاد کمانگر معلم زندانی در اوین، به آزادشدگان و خانواده ها و همکارانشان تبریک می گوییم.
|