|
صفحه 1 از 2
شهروند 1233 پنجشنبه 11 جون 2009
امروز پنجشنبه است و فردا جمعه انتخابات یا هر اسم دیگری که شما روی آن می گذارید، پایان می یابد و انشاالله دوباره نام آقای احمدی نژاد رئیس جمهور محبوب ایران، در صدر اخبار جهان خواهد درخشید.
من یکی که حوصله رئیس جمهور جدید را ندارم. اصولا هم صحیح نیست که تا آدم می آید به یک رئیس جمهور و شوخی ها، وعده ها، چاخانها و دروغ هایش عادت کند، یک نفر دیگر را بیاورند سر کار!
خوشبختانه درست در همین لحظه ای که شما دارید این مطلب را می خوانید، دیدم که یک نفر دیگر رای اش را به نفع آقای احمدی نژاد به صندوق انداخت!
آدم خوبیه. بیچاره زن و بچه داره و دست و بالش هم تنگه. یک روز هم که توی خیابون به هم برخوردیم، یک ضرب المثل قدیمی را به صورت دست پا شکسته برایم تکرار کرد و گفت از قدیم گفتن هرکی بیشتر پول داشته باشه، بیشتر آش رشته می خوره.
منظورش این بود که هرکه بیشتر پول بده، من به اون رای میدم!
من که بخیل نیستم، از کیسه من هم که نمیره، خدا کنه رای اش را ارزون نفروخته باشه. طفلک دو ماهی بود که مثل مرغ سرکنده بالا و پائین می پرید و به هرکس می رسید ساعتش را نگاه می کرد بعد می پرسید آقا امروزچندم برجه؟ کی انتخابات میشه ...؟ سیب زمینی ها داره تموم میشه ها...!
می دانید که نظر من برعکس نظر مفسرانی است که توی تلویزیون یا توی اینترنت خبرها را تفسیر می کنند. اونا میگن هرکدام از این چهار نفرکه رئیس جمهور بشن وضع مملکت کوچکترین فرقی نمی کنه چون همه شون به قول آقای خاتمی، تدارکاتچی هستند، اما من معتقدم اینطور نیست و این چهار تا کاندیدا زمین تا آسمون باهم تفاوت می کنن. لااقل از دید طنز!
واقعاً هم اگر منصف باشیم آقای احمدی نژاد با اون سه تای بقیه فرق نداره؟ خدمتی را که ایشان به طنز ایران کردند می شود نادیده گرفت؟ در دوران حکومت ایشان مردم یکنفس گفتند و خندیدند و اس ام اس فرستادند و زندگی را به شادی گذراندند!
هزاران جوک و لطیفه ای که در چهارسال گذشته ساخته شد، یکیش در زمان عبید زاکانی که الکی الکی به پدر طنز ایران معروف شده ساخته شد؟
در زمان آقای احمدی نژاد مردم آنقدر سرحال و شاداب بودند که حتی دخترهای پانزده شانزده ساله از زور دلخوشی می رفتند توی زیرزمین منزلشان و مشغول غنی کردن اورانیوم می شدند در حالی که در زمان عبید زاکانی دخترهای پانزده شانزده بدبخت غیر از بچه داری چه کار دیگری ازشان ساخته بود؟ اصلا می دانستند اورانیوم چیه؟
از دیدی دیگر، قیافه جدی آقای رضائی را می شود با قیافه خندان آقای احمدی نژاد مقایسه کرد؟ آقای موسوی آنقدر یواش حرف می زند که آدم به سختی می فهمد چه می گوید، در حالی که احمدی نژاد چنان بلند حرف می زند که صدایش به آمریکا هم می رسد. آقای کروبی هم که تکلیفش روشن است. اشک مردم را شاید درآورده باشد ولی فکر نمی کنم در عمرش کسی را خندانده باشد؟
همین مناظره آقای احمدی نژاد با آقای موسوی را در نظر بگیرید. آقای احمدی نژاد چقدر حرف های خنده دار زد، یادتونه؟ مثلا در جواب انتقاد آقای موسوی به سیاست خارجی دولت و آزاد کردن گروگانهای انگلیس با آن آبروریزی گفت: تونی بلر کتباً نامه داد و عذرخواهی کرد و گفت ما سیاستهایمان را در رابطه با ایران عوض خواهیم کرد، بعد ما گروگانها را ول کردیم.
فکر می کنید حرفش خنده دار نبود؟ بود دیگه. برای اینکه بعدش وزارت خارجه انگلیس طی دو بیانیه رسمی این حرف را تکذیب کرد و گفت آقای بلر به هیچ عنوان از ایران عذرخواهی نکرده است. ( دومین بیانیه را وزارت خارجه انگلیس برای اطمینان خاطر بیشتر و براساس ضرب المثل: کار از محکم کاری عیب نمی کند، صادرکرده بود)
یقیناً اطلاع دارید که این ماجرا بیخ پیدا کرد و خبرگزاری های دولتی عین فتوکپی نامه انگلیس ها را منتشرکردند: تا سیه روی شود هرکه در او غش باشد…
عیب قضیه این بود که بعدش، بی بی سی اعلام کرد که اولا این نامه را سفارت بریتانیا درت هران نوشته نه تونی بلر! ثانیاً این نامه غلط ترجمه شده و جز جملات مرسوم در مکاتبات دیپلماتیک، در هیچ کجای آن از ایران عذرخواهی نشده است و هر کسی که چهارتا کلام انگلیسی بلد باشد این نکته را تائید می کند.
اینطوری که بی بی سی توضیح داده بود لابد یک جای این نامه یک کلمه پیلیز، میلیزی به کار رفته بوده و مترجم آن را ببخشید و غلط کردیم و دیگه ازاین کارها نمی کنیم ترجمه کرده است بلکه انگلیس ها عبرت بگیرند و خجالت بکشند!
و حالا مردم با خنده می گویند نکند نامه را آقای دکتر کردان ترجمه کرده است؟!
دوره آخرالزمان
واقعاً که دوره آخرالزمان است. همه چیز برعکس و زیرورو شده. زمانی که ما کوچک بودیم کجا جرأت می کردیم روی حرف پدرمان حرف بزنیم حتی اگر نادرست می گفت؟
حالا پدرکه هیچ، به رئیس جمهور مملکت هم رحم نمی کنند و به او هم ایراد می گیرند!
آقای احمدی نژاد در مناظره یا مناقشه تلویزیونی خود با آقای کروبی صریحاً فرمودند که تورم در ایران 15 درصد است اما به گزارش سایت پیک ایران، درست فردای آن روز یعنی روز شانزده خرداد 88 ، بانک مرکزی اعلام کرد که تورم 23.6 درصد است.
بابا مصبتونو شکر. آخه طرف رئیس جمهور مملکته . احترام امامزاده با متولیشه. بانک مرکزی درست کرده که آبروشو ببره؟ فرض کنیم که رئیس جمهور همینطوری خواسته باشه یک چیزی بگه، شما باید اینجورکنفش کنید؟ خدایا خودت بانک مرکزی ما را به راه راست هدایت کن!
|