صفرکمتر، زندگی بهتر چاپ پست الكترونيكي
میرزاتقی خان   
پنجشنبه, 15 بهمن 1388

شهروند 1267 ـ پنجشنبه 4 فوریه 2010

 

اوضاع اقتصادی ایران در یکی دو هفته گذشته، چنان آش شله قلمکاری شده است که آدم نمی داند درباره آن چه بگوید و چه بنویسد.

خط فقرکه 700 هزارتومن اعلام شده بود، یک مرتبه تبدیل شد به 900 هزارتومن. 

بعد خبر یا شایعه ورشکست شدن بانک های ملی و ملت و هجوم مردم به این بانک ها و زدوخورد در آنها صفحات روزنامه ها و سایت های خبری را پرکرد.

آنگاه این پیش بینی مطرح شد که میزان تورم در ایران به 40 درصد خواهد رسید. بعد خبر هدفمند کردن یارانه ها و همراه آوردن گرانی های تازه به صدر اخبار آمد و آخرین خبر هم کم کردن سه تا صفر از روی اسکناس ها بود که ظاهراً به زودی عملی می شود.

به دنبال اعلام این خبر آخری، عده ای ازکارشناسان اظهار عقیده کردند که تصمیم آقای احمدی نژاد برای پاک کردن صفرها، حجم اسکناس درگردش را کم می کند، ولی تورم را کم که نمی کند هیچ، اضافه هم می کند.

اینها می گویند همه کارها را که نمی شود به صورت ضربتی یا به قول عوام با پس گردنی حل کرد. خیلی ازکارها درایت، صبر و حوصله و زمان می خواهد.

یکی از این کارشناسان می گفت چون دولت آقای احمدی نژاد جواب مردمی را که می پرسیدند رای من کو؟ به خیال خودش با پس گردنی داد، حالا هم خیال کرده است با کم کردن سه تا صفر از اسکناس ها، یعنی همان اقدام ضربتی و همان پس گردنی، می شود تمام مشکلات اقتصادی مملکت را یک شبه حل کرد؟ که البته همه می دانند نه مردم سئوال رای من کو؟ را رها یا فراموش کرده اند، نه تورم وگرانی به این سادگی دست از سر این دولت برخواهد داشت.

این کارشناس می گفت خط فقر در حال حاضر 700 هزار تومان یا 000ر7000ریال اعلام شده است. یک کارمند به طور متوسط 300 هزار تومان یا000ر3000ریال حقوق می گیرد و گوشت هم در حال حاضرکیلوئی 14هزار تومان  یا 000 140 ریال است.

اگر بیائیم سه تا از صفرهای  ارقام فوق را کم و واحد پول را از ریال تبدیل به تومان کنیم، خط فقر می شود ماهی 7000 تومان، حقوق همان کارمند می شود ماهی 3000 تومان وگوشت هم می شود کیلوئی 140 تومان. حجم اسکناس ها و شمردن پول راحت تر می شود، اما چه اثری در حقوق، خط فقر، گرانی و تورم  حاصل می شود؟

من از قول آقای احمدی نژاد به این آقای کارشناس می گویم که کم کردن سه تا صفر از یک اسکناس، در درجه اول یک نوع رو کم کنی از اسکناس هاست!  

وقتی صفرهای یک اسکناس را پاک کنی، مثل این می ماند که پرهای یک پرنده را قیچی کرده باشی.

پرنده بی بال و پرکه نمی تواند پروازکند و اسکناسی هم که صفر نداشته باشد، دیگر نمی تواند برای مردم قیافه بگیرد!

اسکناس جماعت را من خیلی خوب می شناسم. این موجودات، اخلاق خاصی دارند که هرچه لی لی به لا لایشان بگذاری و صفر بیشتری روی آنها ردیف کنی، پرروتر می شوند، و بیشترفیس و افاده می کنند.

شاید هر موجود دیگری هم بود، همین اخلاق نحس را پیدا می کرد، چون وقتی 47 میلیون مردمی که زیرخط فقر زندگی می کنند آرزوی داشتن یکی از این کاغذهای رنگی با صفرهای زیاد را داشته باشند، این اسکناس ها حق دارند قیافه بگیرند و طاقچه بالا بگذارند.

کسانی هم که دسته دسته از این اسکناس ها به دست می آورند، حق دارند آنها را توی صد تا سوراخ سمبه مخفی کنند یا در حساب های پس انداز خود در بانکهای خارجی توی آب نمک بخوابانند.

تصور می کنم آقای احمدی نژاد هم مثل من فکر و استدلال می کند که: کلمه تورم از ورم گرفته شده و ورم، یعنی باد کردن و بزرگ شدن و بدیهی است هرچه صفر بیشتری روی یک اسکناس بگذاری، بیشتر ورم می کند.

یک اسکناس هزار ریالی یا صد تومانی را در نظر بگیرید،(همان اسکناسی که اگر به گدا بدهید فحش تان می دهد) رقم روی آن اینجوری نوشته می شود:

(1000) اگر بیائیم در یک حرکت ساده و مثل شعبده بازها، سه تا از صفرهای این رقم را حذف می کنیم، آن رقم طولانی و پرانتز به آن بزرگی، تبدیل می شود به یک رقم ریزه میزه و یک پرانتزکوچولو و مامانی به این اندازه (1) که آدم حظ می کند.

با این اقدام ساده، ابهت آن رقم مثل آب خوردن از بین می رود، ورمش می خوابد، و درنتیجه تورم در مملکت یک شبه منتفی می شود!

 

فاتحه به زبان چینی!

 

با کمال خوشبختی مطلع شدیم که سنگ قبر چینی هم وارد بازار ایران شد و از این به بعد زنده و مرده مان وامدار چین خواهند بود.

دولتمردانمان که فعلا با حمایت چین، قطعنامه های سازمان ملل را پشت سر می گذارند و مردم کشورمان هم که در انتظارحمله زرهپوش های خریداری شده از چین، فعلا با بنجل های این کشور سرگرمند.

آقای فیاض پور، رئیس بنیاد سنگ معادن کوثر از اینکه جایگاه سنگ ایران طوری ضعیف شده است که اجباراً سنگ قبر را هم از چین وارد می کنیم، گله کرد.

ترس من این است که پس فردا مجبور شویم مرده شوی و قبرکن و قاری را هم از چین وارد کنیم و مردم نیز مجبور شوند هنگام دفن اموات، هرچه قاری چینی می گوید تکرارکنند و در حقیقت به زبان چینی فاتحه بخوانند!

 

لطفاً پس مانده موش را نخورید!

 

بالاخره یک گوینده جوان و تحصیلکرده تلویزیون جمهوری اسلامی ایران، دلیل واقعی بیماری آلزایمر را کشف کرد.

مرض فراموشی که به یاد کاشف علل آن، آلزایمر نامیده می شود، یواش یواش دارد یکی از بیماری های مهم قرن می شود و متاسفانه خود من هم ازآن بی نصیب نیستم، البته من فعلا فقط بدهکاریهایم را فراموش می کنم که دکترها معتقدند خیلی هم خوب است!

الویس آلزایمر، پزشک آلمانی مشهور، علل این بیماری را در سال 1907 کشف و اعلام کرد مغز انسان مایع خاصی به نام سروتونین ترشح می کند که باعث ایجاد ارتباط بین سلول های مغز می شود.

اگر مغز انسان نتواند این ماده را ترشح کند، در نتیجه سلول های مغزی نمی توانند با هم ارتباط برقرارکنند و شخص کم کم دچار فراموشی می شود.

با پیدایش فراموشی، ابتدا انسان اسم ها و شماره تلفن ها را فراموش می کند، اما ممکن است کار به جائی برسد که شخص اسم زن و بچه  خود را هم فراموش کند و شب ها به ناچار برود منزل دوست دخترش بخوابد!

دلیلی را که دکتر الزایمرکشف کرده بود، یعنی عدم ارتباط سلول های مغزی با یکدیگر، به نظر یک گوینده جوان و امروزی تلویزیون جمهوری اسلامی مسخره و غیرقابل قبول آمد و به خودش گفت یعنی 300 هزارنفری که براساس آمار در ایران آلزایمر دارند، همه دچار مشکل سلول های مغزی هستند؟ و به  خودش جواب داد این غیرممکن است.

پس از این بررسی آماری، شروع به تحقیق و تفحص و مطالعه کتابهای قدیمی و روایات نمود و بالاخره علت واقعی و دلیل پیدایش این بیماری را دوباره کشف و در مدرن ترین وسیله ارتباطی جهان، یعنی تلویزیون، اعلام کرد.

به گفته این جناب، بیماری فراموشی علل گوناگونی دارد که از جمله آنها می توان خوردن سیب ترش، خوردن پس مانده موش و ادرارکردن درآب راکد را نام برد!

این ویدیوی آموزنده را که لینکش را همین زیر می گذارم در یوتیوب ببینید و سعی کنید اگر تا به حال دچار این بیماری نشده اید، از این به بعد پس مانده موش را نخورید چون به فرض اینکه بسیارگرسنه باشید و هیچگونه خوراکی در منزل نداشته باشید، یک ساندویچ فروشی معمولی در چند قدمی منزلتان هست.